وصیتنامه !

اینجانب در کمال صحت عقل این متن را که در اصطلاح به آن وصیتنامه می گویند، می نویسم و  با ارزشترین اموال زندگیم را قسمت می کنم. از زندگی حرفی جز آه برایم باقی نماند وتنها چیزی است که می خواهم در آغوشم بگذارید و به خاک بسپارید ، باشد که دیگر نصیب هیچ بچه ای نشود، باشد که دیگر نصیب هیچ یک از دوستانم نشود که دایره ای به وسعت انسانهای دنیا را شامل می شود، باشد که دیگر هیچ بی وطنی دل وطن پرستی را مملو از آن نکند. عشقی را که پدر و مادرم به من داشتند به تمام فرزندان داریوش می سپارم تا بدانند در سخت ترین لحظه ها، گرمای دلشان به موهبت آن عشق بی پایان است و کشورم را از چنگال پسر ناخلف کوروش رها سازند. گرمای داغ کویر را به دل دوستانم می سپارم تا لحظه ای دوری عزیزانشان را حس نکنند. زمانی می اندیشیدم که بدنم را نصیب رگبار گلوله های مهاجمان وطنم می کنم ولی در دوره ای زیستم که گلوله ها از سلاح کسانی شلیک شد که گمان می کردم در آن دفاع هم رزمانم خواهند بود پس بدنم را به دست سخت ترین شکنجه گرها و سربی ترین گلوله های بی وطنان می سپارم تا دوستانم مجالی برای زیستن داشته باشند. آزادیم را به اوین می بخشم تا دیگر آن را به زور از کسی طلب نکند و تنها یک چیز برایم باقی ماند که نمی توانم آن را از خود دور کنم، عشق.عشقی که به خانواده ام دارم. تمام کسانی که می دانند و می خواهند عضوی از آن باشند تا  در خانه ام که به وسعت ایران آباد است به آسایش در آن زندگی کنند. باشد آنچه که آرزوی من بود حال شما باشد

/ 1 نظر / 10 بازدید
آدم وحوا

آرزوی ما هست هنوز آنچه شما آرزوی شما بود روزی .... بهم سر بزن .....